تبليغاتX
تشنه
 

سلام

برنامه ای که معرفی می کنم مخصوص گوشی های نوکیاست که می توانید با دانلود آن و نصب آن

بر روی موبایل خودتان یک قرآن عربی با قابلیت قرائت تمامی سوره ها را داشته باشید .

برای دانلود این نرم افزار ابتدا باید به دانلود رفته و در قسمت دخول User:imilad و Password :۱۲۳۴۵۶ وارد نمایید. در حقیقت این یک سایت انجمن هست و برای سهولت کار شما ثبت نام صورت گرفته است. برای دانلود نرم افزار اصلی مصحف الجوال دانلود را کلیک نمایید. فایل برنامه یک فایل اجرایی است و باید ابتدا روی کامپیوترتان نصب گردد . بعد از نصب برنامه موبایل خود را به وسیله کابل و یا مموری ریدر به کامپیوتر خود متصل نمایید. سپس برنامه دانلود شده را اجرا و با تصویر زیر روبرو خواهید شد.

 درایوی کارت حافظه یا کابل یو اس پی رو انتخاب بکنید ، سپس  روی التالی کلیک کنید.در مرحله بعد با تصویر زیر رو به رو خواهید شد

در این مرحله نوع گوشی خود را انتخاب و گزینه التالی را کلیک کرده تا نرم افزار به روی گوشی شما نصب گردد. نصب برنامه ممکن است چند دقیقه طول بکشد . بعد از نصب برنامه وارد برنامه Flash Lite ( که در اکثر گوشی های سیمبیان موجود است ) در گوشی خود شده و در درایوی که این نرم افزار را نصب نموده اید برنامه را انتخاب نمایید که در واقع با تصویر زیر روبه رو خواهید شدو با انتخاب آن به راحتی می توانید وارد نرم افزار شوید.

برای دانلود قاریان مختلف هم می توان از لینک های زیر استفاده نمایید و مراحل نصب قاری هم دقیقا مانند روش بالا می باشد.

استاد علی الحذیفی

استاد عبد الباسط عبد الصمد

شیخ سدیس و شیخ شریم امام جماعتهای مسجد الحرام

 استاد سعد الغامدی

در پایان از شما دوست عزیز  التماس دعا داریم.

 

همچنین برای دانلود برنامه برنامه فلش لایت دانلود فلش لایت

 

منبع مطلب : دست نوشته های میلاد احرامپوش

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 8:30 بعد از ظهر  توسط یک تشنه  | 

 منبع : دنیای اقتصاد
گفت‌وگو با دكتر علي‌اكبر افراسياب‌پور

قبر حضرت نوح در زاگرس است

عليرضا بهداد
نوح دستور داد كه شما مومنان به كشتي درآييد تا به نام خدا كشتي هم روان شود و هم به ساحل نجات رسد كه خداي من البته صاحب مغفرت و رحمت است. (41)

عكس: ماندانا عظيمي/ طرح: ساسان ضرابي
عكس‌ها: دنياي اقتصاد، نسيم گلي

 و آن كشتي به دريا با امواجي مانند كوه در گردش بود در آن حال نوح از راه شفقت فرزندش را ندا كرد اي پسر تو هم به اين كشتي در آي و با كافران همراه مباش. (42) آن پسر نااهل پاسخ داد كه من به زودي بر فراز كوه روم كه از خطر هلاكم نگه دارد، نوح گفت: اي پسر امروز هيچ كس از قهر خدا به لطف او نجات نيابد اين بگفت و موج ميان آنها جدايي افكند پسر با كفار غرق شد. (43) و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرار گرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد. (44) و نوح به درگاه خدا عرض كرد: پروردگارا فرزند من اهل بيت من است (كه وعده لطف دادي) و وعده عذاب تو هم حتمي است كه قادرترين حكم‌فرماياني. (45) خدا به نوح خطاب كرد كه فرزند تو هرگز با تو اهليت ندارد زيرا او را عملي بسيار ناشايست است پس تو از من تقاضاي امري كه هيچ از حال آن آگاه نيستي مكن من تو را پند مي‌دهم و از مردم جاهل مباش. (46) نوح گفت: بار الها پناه مي‌برم به تو كه ديگر چيزي كه نمي‌دانم تقاضا نكنم و اكنون اگر مرا نبخشي و ترحم ننمايي من از زيانكارانم. (47) به نوح خطاب شد كه از كشتي فرود آي كه سلام ما و بركات و رحمت ما بر تو و بر آن امم كه هميشه با تواند. و به امت‌هايي كه (ستمگر شوند) پس از آنكه بهره از دنيا دهيم آنان را عذاب دردناك خواهيم كرد. (48) اين از اخبار غيب است پيش از آنكه ما به تو وحي كنيم و قومت هيچ از آن آگاه نبوديد پس تو در طاعت حق صبر كن كه عاقبت اهل تقوي نيكو است. سوره هود
اولين بار (1379) در مقاله «نوح و نوحاوند» ادعا كردم توفان نوح مقابل رشته كوه‌هاي زاگرس آرام شده و كشتي نوح در كوه «سركشتي» به گل نشسته است. همان گونه كه گمان مي‌بردم برخي از صاحب‌نظران اين ادعا را مغاير اسناد تاريخي دانستند و نتيجه برخورد دوستان اين شد تا اين فرضيه در داخل كشور نتيجه‌اي ندهد. بنابراين مقاله را به بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم. چندي بعد گروهي سه نفره از آمريكا به ايران آمدند. با يكي از آنها به كوه «سركشتي» رفتم و منطقه را نشانشان دادم. در آنجا سنگ‌هاي بسيار عجيبي را پيدا كرديم كه مانند حلقه‌هاي زنجير بود و همچنين قبرهايي مربوط به پيش از اسلام. دو قبر در بالاي كوه «سركشتي» وجود دارد كه به اعتقاد من يكي قبر نوح و ديگري احتمالا قبر حضرت آدم است. 
چندي پيش يكي از دوستان فصلنامه‌اي در اختيارم گذاشت كه در اين فصلنامه مقاله‌اي جالب نظرم را جلب كرد.
«نوح و نوحاوند» عنوان آن مقاله بود. دكتر علي‌اكبر افراسياب‌پور، نويسنده مقاله، عضو هيات علمي دانشگاه شهيد رجايي تهران مدعي شده كه توفان نوح در ايران پايان يافته و كشتي او در زاگرس به گل نشسته است.
اسناد و مداركي كه نگارنده در اين مقاله ارائه كرده و به نظرم بسيار محكم بود. به قدري از اين موضوع شگفت‌زده شدم كه از طريق همان دوست توانستم با دكتر افراسياب‌پور قراري بگذارم.
قرارمان مي‌شود ساعت 10 صبح روز يكشنبه 21 بهمن ماه 1386، آپارتمان شخصي دكتر در منطقه قنات‌كوثر.
خلاف تصورم معماري داخلي منزل وي كاملا امروزي است. خودش در اين باره مي‌گويد: زياد در خانه نيستم چون بيشتر اوقات را در دانشگاه سپري مي‌كنم.
 شما كه هميشه در دانشگاه هستيد پس قبر نوح و كشتي او را چگونه در كوه‌هاي زاگرس پيدا كرديد؟
سال 1362 كه از جبهه برگشتم در صدا و سيماي مركز لرستان مشغول كار شدم. برنامه‌اي راديويي داشتم كه بايد درباره زندگي ايلات و عشاير استان پژوهش مي‌كردم. طي اين پژوهش متوجه شدم كوهي به نام «سركشتي» در سمت نورآباد و نهاوند قرار دارد. شنيدن اين نام برايم بسيار جالب بود؛ چراكه در آن منطقه نه دريايي است و نه راهي كه با دريا ارتباط داشته باشد، اما اينكه «سركشتي» از كجا آمده بود آغازي شد بر مطالعاتم.
 رشته تحصيلي‌تان چيست؟
كارشناسي فلسفه دارم، اما دوره دكتراي خود را در گرايش عرفان گذرانده‌ام.  12 جلد كتاب تاليف كرده‌ام و 54مقاله داخلي و خارجي چاپ شده دارم.
 پس شما هم چيزي از نوح در ايران نشنيده بوديد؟
خير،‌ اما تصميم گرفتم مطالعاتم را درباره رشته‌كوه‌هاي زاگرس ادامه دهم. در قلب رشته‌كوه زاگرس، كوهي به نام «گرين» قرار گرفته است.  اين كوه از شمال نهاوند شروع و تا شمال غرب اين شهر ادامه دارد. رود معروف «گاماسياب» كه سرچشمه رود كرخه است از اين كوه سرچشمه مي‌گيرد. با مطالعاتي كه انجام دادم به اسناد و مداركي پي بردم كه در آنها گفته شده بود «نهاوند» همان «نوح،‌آب‌، بند» است و به علت كثرت استفاده طي سال‌هاي دور از «نوح آب‌بند» به «نهاوند» تغيير يافته است.
 چگونه امكان دارد در منطقه‌اي كه دريايي ندارد و از هر دو طرف به كوه مشرف است، توفاني رخ داده باشد؟
اگر به رشته‌كوه زاگرس توجه كنيد،‌ متوجه خواهيد شد كه اين رشته‌كوه مانند ديواري است كه هر دوطرف آن دشت قرار دارد شكل اين رشته‌كوه به خوبي نشان مي‌دهد كه اگر در منطقه بين‌النهرين توفاني روي داده باشد اين كوه آن را مهار كرده است چون اصلي‌ترين ديواره‌اي است كه مي‌تواند از سر راه آن توفان قرار گرفته باشد.
همان گونه كه گفتم كوه‌ گرين در قلب زاگرس قرار گرفته است.  ارتفاع همه قله‌هاي زاگرس نزديك به هم است. در سلسله‌كوه‌هاي گرين كوهي قرار دارد به نام «سركشتي»، اين كوه 2هزار و 80 متر ارتفاع دارد. با بررسي ميداني در اين كوه متوجه شدم بالاي آن دو قبر خيلي قديمي قرار گرفته است كه هم‌اكنون به عنوان امامزاده «باباي بزرگ» مورد زيارت مردم قرار مي‌گيرد.
در فرهنگ ايراني فقط دو پيامبر را به نام باباي بزرگ مي‌دانند يكي نوح و ديگري آدم.
‌يعني الان آن قبر زيارتگاه است؟
بله،  از روزگاران دور مردم منطقه نهاوند و نورآباد براي زيارت، پا به اين منطقه مي‌گذاشته‌اند.
 در قرآن آمده كه كشتي نوح بر كوه جودي قرار گرفته است، شما مدعي هستيد كه «گرين» همان‌ «جودي» است؟
آيه 44 سوره نوح اشاره مي‌كند «و به زمين خطاب شد كه آب را فرو بر و به آسمان خطاب شد باران را قطع كن و آب به يك لحظه خشك شد و حكم انجام يافت و كشتي بر كوه جودي قرارگرفت و فرمان هلاك ستمكاران در رسيد»
مي‌بينيد كه قرآن اشاره مي‌كند كه جودي محل به گل نشستن كشتي نوح است. با گسترش پژوهش‌ها متوجه شدم طايفه‌اي به نام جودي و جودكي آن منطقه زندگي مي‌كنند. هم‌اكنون هم افراد زيادي در سراسر ايران نام خانوادگي «جودي» يا «جودكي» را دارند.
آيا به غير از مشاهده‌هاي جنابعالي، اسناد تاريخي ديگري وجود دارد كه در آن به وجود قبر نوح در نهاوند اشاره كند؟
بله، اسناد تاريخي بسياري وجود دارد.  ابن‌فقيه همداني در سال 290قمري (1200سال پيش) در كتاب «البلدان» (به زبان عربي و چاپ 1885 اروپا) صفحه 237 نوشته است: «نهاوند از ساخته‌هاي نوح (ع) است و به آن نوح آوند گفته‌اند.»
ياقوت حموي متوفي 624 قمري در كتاب معجم‌البلدان صفحه 361آورده است: «نهاوند را به اين دليل نهاوند گفته‌اند كه از ساخته‌هاي نوح (ع)  است»
ابي‌الفداء متوفي 732 در كتاب تقويم البلدان چاپ پاريس صفحه 417 يادآور مي‌شود: «نهاوند شهري از سرزمين كوهستان است كه نوح آن را بنا كرده است.»
زكريا قزويني در سال 674 قمري در كتاب آثار البلاء صفحه 545 مي‌نويسد: «نهاوند از بناهاي نوح نبي(ع) است. اصلش نوح آوند بوده است» در كتاب مجمل‌التواريخ تاليف سال 530 قمري صفحه 186 مي‌خوانيم:
«نوح پيغامبر شهر را بنا كرد به نام خويش «نوح آوند» و آن نهاوند است.
ابن اثير در جلد سوم كتاب خود صفحه 335 مي‌آورد:
«نهاوند شهري است از بلاد جبل گويند آن را نوح بنا كرده است» در كتاب عجايب‌المخلوقات (سال 555 ق)كه اروپايي‌ها آن را قبول دارند. در جلد 3 صفحه 275 آمده است: «نهاوند شهري قديم است كه آن را نوح بنا كرد. آن را نوح آوند گويند.»
خلف تبريزي در سال 1062 در كتاب برهان قاطع صفحه 1173 مي‌نويسد: «نهاوند: نوح‌(ع) باني آن شهر بوده و‌آن را نوح‌آوند مي‌گفته‌اند يعني
«نوح تخت» و «نوح مسند». پايتخت نوح بوده و آوند به معني تخت و مسند هم آمده است و به كثرت استعمال نهاوند شده است.»
مي‌بينيد كه وجود قبر نوح و آرام گرفتن كشتي اين پيامبر در ايران نه تنها حرفي امروزي نيست بلكه سخني تاريخي است و مانند اين جملات در كتاب‌هاي زياد ديگري نيز آمده كه شرح آن در اين گفت‌و گو نمي‌گنجد.
سال 79 نسخه‌اي از مقاله‌ را براي بنياد نوح‌شناسي آمريكا فرستادم چون در داخل كشور كسي به اين موضوع اهميت نداد.
پس از اينكه مقاله را به آمريكايي‌ها دادم گروهي سه‌نفره براي بررسي موضوع به ايران آمدند. با يكي از آنها به منطقه رفتيم. از منطقه فيلمبرداري كردند. سنگ‌هاي عجيبي در منطقه پيدا كرديم؛ مانند حلقه‌هاي زنجير و قبرهايي مربوط به دوران پيش از اسلام. به اتفاق با 15 تن از پيرمردهاي اطراف كه مصاحبه كرديم همگي آنها مي‌گفتند نام اين كوه سركشتي است و اجداد ما گفته‌اند قبر نوح اينجاست. جالب اينكه تا 80 كيلومتر آن سوتر از منطقه افراد بومي همين نكته را نيز مي‌گفتند.
به غير از آمريكايي‌ها گروهي ديگر از منطقه بازديد داشته‌اند؟
بله، چند ماه بعد از بازديد آمريكايي‌ها يك گروه انگليسي از منطقه بازديد كرد.
شما به آنها اطلاع‌داديد؟
نمي‌دانم چگونه متوجه شدند، اما ظاهرا با صرف‌ هزينه‌هاي زيادي منطقه را مورد بازديد قرار دادند و قرار است طي ماه‌هاي آينده دوباره به نهاوند بروند.
ظاهرا كشورهاي ديگري هم مدعي نوح هستند!
هم‌اكنون شش كشور عراق، سوريه، تركيه، آذربايجان، ايران و يمن مدعي هستند كه كشتي نوح در آنجا آرام گرفته است. بدون هيچ تعصبي خدمتان مي‌گويم كه اسناد و مدارك ايران بسيار قوي‌تر از ساير كشورها است.
اگرچه معتقدم اسناد و مدارك ايراني‌ها بسيار قوي‌تر است اما باز تاكيد مي‌كنم كار علمي تعصب‌بردار نيست و هر كس سند و دلايل ارائه دهد بايد حرف او را پذيرفت و نبايد فراموش كنيم درباره امور باستاني نمي‌توان به قطعيت صحبت كرد.
 منابعي كه ارائه داديد عمدتا عربي بود، آيا منابع ديگري هم وجود دارد؟
يكي از جغرافي‌دانان به نام پاپلي‌ يزدي در كتاب فرهنگ آبادي‌ها صفحه 8 درباره كوه سركشتي نوشته است: «سركشتي محل به گل نشستن كشتي نوح است و در غرب منطقه دلفان رشته كوهي است مربوط به دوران اول و دوم. مرحوم حاج‌حيدر كه كهن‌سال‌ترين مرد قبيله بود درباره وجه تسميه اين كوه گفت: پس از فرو نشستن توفان نوح، كشتي نوح بر بالاي اين كوه به گل نشست و از حركت باز ايستاد.»
اهل حق كه گروهي از درويشان قديمي غرب ايران هستند براي گنبد «باباي بزرگ» (همان قبر نوح) احترام خاصي قائل هستند و قرن‌ها است كه به صورت كاروان از استان‌هاي كردستان، كرمانشاه و لرستان به زيارت آن مي‌روند.
هنري راولينسون دانشمند آشورشناس در سال 1838 نوشته است: در 25ماه مه به كوه زيباي «چهل نابالغان» رسيديم كه از طرف غرب به يك سلسله كوه مرتفع به نام سركشتي مي‌رسد. لر, ها معتقدند كشتي نوح پس از توفان در آن جا به گل نشسته است.»
 ادعاي اينكه قبر نوح در ايران است از لحاظ اقتصادي چه چيزي در بر دارد؟
شما توجه كنيد پس از مطرح شدن اين فرضيه چند گروه باستان‌شناس معتبر پاي به كشورمان گذاشته‌اند. جاي تعجب است چنين موضوع مهمي براي برخي از مسوولان اصلا جالب نبوده ! اما كشورهاي ديگر كه خدمتتان گفتم: با وجود اينكه اسناد و مدارك ضعيف‌تري دارند با استفاده از تبليغات فراوان و حمايت دولت‌هايشان، توانسته‌اند توريست‌هاي زيادي را جمع كنند.
 آرام شدن توفان نوح در ايران را از چه جنبه‌هايي بررسي كرديد؟
از سه جنبه علمي و تاريخي، اسطوره‌اي و داستاني و ديني و مذهبي اين توفان را بررسي كرده‌ام. از هر سه جنبه مي‌توان ثابت‌ كرد هزاران سال پيش توفاني رخ داده است.
همه فرهنگ‌ها به نوعي داستان نوح را شنيده‌اند و آن را باور دارند. سال 1891 پژوهشگري به نام «اندري» ماجراي توفان نوح را با روايت‌هاي مختلف گردآوري كرده است. 68 روايت محلي، 13 روايت در آسيا، 4 روايت در اروپا، 5 روايت در آفريقا.
ويلكاكس يكي از باستان‌شناساني است كه در منطقه بين‌النهرين پژوهشي انجام داده و فرضيه‌اي را عنوان مي‌كند كه براساس آن طغيان رود فرات منشا توفان نوح بوده است. آب بالا آمده و كوهستان زاگرس را فراگرفته و زاگرس همچون سدي جلوي اين آب ايستاده است.
 توفان نوح چند سال پيش رخ داده است؟
نمي‌توان در مورد وقوع اين توفان عدد ‌داد اما اگر بخواهيم حدودي سال وقوع توفان نوح را بگوييم مي‌توان گفت حدود 4هزار سال پيش اين توفان رخ داده است.
 چگونگي وقوع اين توفان مشخص نيست؟
تورات معتقد است توفان 350سال طول كشيد. قرآن در چهار سوره هود، نوح، مومنون و اعراف در خصوص توفان نوح سخن به ميان آورده اما هيچ اشاره‌اي به سال نمي‌كند.
 گفتيد كه دو قبر را در بالاي كوه سركشتي پيدا كرده‌ايد. يكي از آنها قبر نوح است و قبر دوم مربوط به كيست؟
حدس مي‌زنم يكي از نزديكان نوح باشد ضمن اينكه بعيد هم نيست قبر حضرت آدم در آن جا باشد. 
به اطلاع خوانندگان محترم مي‌رسانيم اصل مقاله جناب آقاي دكتر افراسياب‌پور در دفتر روزنامه جهت ارائه به هموطنان موجود است.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط یک تشنه  | 

خیام مشرک است یا معتقد ؟

 

در این بحث قصد دارم به بیان این موضوع بپردازم که ایا خیام معتقد به خداوند و معاد بوده یا مشرک بوده ؟

این سوال ممکن است برای عده ای روشن باشد و عده ای تلقی کنند که او به معاد ایمان داشته و عده ای هم بگویند خیر او مشرک بوده و ایمانی به خداوند و معاد نداشته و برای نظر و عقیده خود به اشعار خیام استناد کنند .

پس ما هم برای پاسخ به این سوال به خود اشعار خیام رجوع می کنیم .

 

خیام در جهان با ریا ضیاتش شناخته شده است و در ایران با رباعیاتش .
او از مشاهیر حكما ، منجمین،اطبا ، ریاضیدانان و شاعران قرن پنجم هجری قمری است .معاصران او وی را در حكمت پیرو" ابن سینا" می شمرند و در احكام نجوم قول او را مسلم دانسته ، در كارهای بزرگ علمی از قبیل ترتیب رصد و اصلاح تقویم و نظایر این ها به او رجوع می كردند. او در علم طب و شعر و شاعری نیز مهارت داشت .
از كار های مهم خیام این بود كه برای ایرانیان تقویم درست كرد ؛ تقویمی كه ما هنوز ما از روی آن روز و سال و ماه را می شناسیم .
قرن پنجم را می توان علاوه بر عصر ریاضیات ، طب و نجوم دوره سرایش" رباعیات" نیز نامید. از میان صدها رباعی كه به خیام نسبت داده اند فقط معدودی از آن ها مربوط به خیام است( در حدود 20 رباعی ) ما بقی متعلق به كسانی است كه همزمان یا بعد از خیام می زیسته و اعتراضات خود را در قالب رباعی و در پناه نام پر جسارت خیام سروده اند.به این دلیل كه آن ها یا خود قادر به بیان صریح افكار خود نبودند و یا اگراین كار را می كردند؛ جایشان بربالای دار و یا گوشه بیغوله ها بود.
در دوران" خیام" جهالت و نا آگاهی مردم زمان او و سرزنش ها و طعن ها و آزارهایی كه در آن دوران از سوی عامه به خیام می رسید باعث ظهور رخدادی به نام" رباعیات خیام " شد . یعنی این رباعیات در حقبقت پاسخ هایی هستند به تعصبات خشك و بی مورد معاصرین خیام .
خیام از جمله كسانی بود كه از كج خلقی ها و تعصبات مردم زمان خود در امان نبود اشعار فراوانی كه از او باقی مانده است دلالت بر همان دلتنگی ها و آزردگی او دارد .

مساله این جاست كه آیا خیام یك شاعر سست خیال و نا معتقد به كائنات و دنیای پس از مرگ و معاد بوده است و یا مطابق گفته سایرمعاصران وی مومن ،خدا شناس ، اما م حجت الحق و امام خراسان بوده است ؟
در این شكی نیست كه خیام شاعری بی باك ، گستاخ و جسور بوده است . اما از این كه او را ملحد و نامعتقد بدانیم نظریه ای است كه همه محققان با آن موافق نیستند در قرن پنجم اگر چه مطالعات دینی به اوج خود رسیده بود با این حال از خرافه گویی ها ،خرافه پرستی ها و تعصبات خشك مصون نبوده است .
تظاهرات عامیانه و قشری گری های عوام ، در روحیه بروز انتقادی خیام بی تاثیر نبوده است .و پیداست كه انتقام های خود را فقط از طریق رباعی هایش می گرفت . اگر در رباعی هایش رگه هایی از انتقاد از آفرینش و ماوراء الطبیعه می بینیم نه به دلیل بی اعتقادی وی نسبت به عالم هستی است بلكه مقابله به مثل و پاسخ به لجبازی های عوامانه و قشری ماب های ماجرا جو بوده است . رباعی های مایوسانه وی به دلیل عدم اعتقاد او به كائنات نیست بلكه به گونه ای پوچی و بی محتوا بودن نا سازی گاری های حیات را از نظر خود باز گو می كند خیام تنها شاعر نیست ، بلكه حكیم است ؛ طبیب است ؛ قاری است ؛ادیب است . او هم در ریاضی و نجوم تبحر دارد هم از ادب و قرآن بهره برده است .
در بیشتر رباعیات و آثار به جا مانده از محققان و معاصران بعد از او در می یابیم كه او مسلمانی معتقد به اصول دیانت بوده است . زیرا او لقب "امام" و" حجت الحق" داشت و بسیار بعید به نظر می رسد كه در حق یك مرد دور از مذهب چنین تعبیراتی به كار برود .
بعضی از محققان متاسفانه بر اساس رباعیات جعلی كه به خیام نسبت داده شده است در مورد او قضاوت می كنند . كه براساس مستندات تاریخی كاملا رد می شود .

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:9 بعد از ظهر  توسط یک تشنه  | 

روزگار آسوده دارم مردم آزاده را

                                                                                                                      ايرج ميرزا

 

                                                          جواب به ايرج

 

روزگار آسوده دارم مردم آلوده را

                                                        

                                                         غرقه در آلودگي دان مردم آسوده را

 

در به روي اجنبي بگشا ، چو ابناي زمان

                                                    

                                                     ور نه مي كوبند با سندان در نگشوده را

 

روزگاري تيره تر زين چيست كز بي مشعري

                                                     

                                                    فرق نگذارند قوم از دوده مشك سوده را

 

يا به زندان باش ، يا همرنگ شو با ناكسان

                                                         

                                                       يا حصار جهل كن بر سر نود گز روده را

 

سالها رفتم ز راهي ، چرخ دون برگشت و من

                                                              

                                                                 باز بايستي بپيمايم ره پيموده را

 

اي غنوده خوش در آغوش مهي تا تيغ مهر

                                     

                                          ياد كن چشم به حسرت تا سحر نغنوده را

 
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط یک تشنه  |